وبلاگ شخصی مهران مافی
عضو شوید
عضویت سریع
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 2 بازدید دیروز : 12 بازدید هفته : 104 بازدید ماه : 103 بازدید کل : 82134 تعداد مطالب : 131 تعداد نظرات : 4 تعداد آنلاین : 1
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
چه رفیقان عزیزی که بدین راه درازبر شکوه سفر آخرتم، افزودنداشک در چشم، کبابی خوردندقبل نوشیدن چای،همه از خوبی من میگفتندذکر اوصاف مرا،که خودم هیچ نمی دانستمو سفر باید کرد تا بدانی که تو را میخواهنددست تان درد نکند،ختم خوبی که به جا آوردیداجرتان پیش خداعکس اعلامیه هم عالی بود،کجی روبان هم، ایده نابی بودمتن خوبی که حکایت می کرد که من خوب عزیز ناگهانی رفتمو چه ناکام و نجیبدعوت از اهل دلان که بیایند بدان مجلس سوگروح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرمذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز ، که بدانند همه ، ما چه فامیل عظیمی داریمرخصتی داد حبیب، که بیایم آنجاآمدم مجلس ترحیم خودم،همه را میدیدمهمه آنهایی،که در ایام حیات،نمی دیدمشانهمه آنهایی که نمی دانستم،عشق من در دلشان ناپیداستواعظ از من می گفت،حس کمیابی بوداز نجابت هایم،و از همه خوبیهامو به خانم ها گفت:اندکی آهستهتا که مجلس بشود سنگین ترسینه اش صاف نمودو به آواز بخواند:”مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”راستی این همه اقوام و رفیقمن خجل از همه شانمن که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستممن به اندازه یک مجلس ختم،دوستانی دارم!
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
RSS